.....نگاهم کن.....می خواهم صدایت را بشنوم......

ه فکر همه چیز هستند
الا آغوشی که من از دست داده‌ام
به فکر حقوق بشر
به فکر زندان‌های دور
حتی بمب‌های هسته‌ای
اما کسی به فکر آغوشی که رفت نیست
تمام متکلمین جهان
تمام کشیش‌های واتیکان
همه علمای مسلمان
خاخام‌های یهود
موبدان زرتشت
هندوها
بودیست‌ها
همه و همه
به فکر معصیت‌های انسان هستند
به فکر زیبایی خدا هستند
به فکر گناهان بشر
هیئت جهنم
هیبت شیطان
شکل عزرائیل
اما کسی به فکر من نیست
به فکر آغوشی که از من دور شده است./......انسی اویس الحاج 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 0:5  توسط آبان  | 

 

پنجره دوم از سمت راست زنی آشپزی می کند ..موهایش را دم اسبی بسته است ..یک پنجره بالاترمردی پشت میز نشسته است و کتاب می خواند ..پنجره پنج  ،تی وی روشن است اما کسی دیده نمی شود ...و..

اینجا آدم ها ، اعتقاد زیادی به کشیدن پرده ندارند! ...و این از نظر من فاجعه است ..از کی شیشه سکوریت وارد زندگی ماشد ؟..از چهار دیوار اتاق من ،یک دیوار پنجره است ..غروب که میشود پرده ها را می کشم ..اما  اهالی ساختمان روبه رو اعتقادی به پرده ندارند ..

حتی اگر مذهبی هم فکر نکنیم ..حریم خصوصی برای آدم ها بی اهمیت شده است ..

..معماری اسلامی ..پنجره های رنگی ...کاشی ابی ..

............................

عکس :از مریم فیروزی 

خدا بیامرزدش ...بهرام ریحانی ...

پیشنهاد :ساز و آواز دلشده ...شجریان (خوشا دردی که درمانش تو باشی )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 0:1  توسط آبان  | 

1376399_748858305147250_13049885_n.jpg

مرگ از دیدگاه پزشکی قانونی:  در اصل مرگ یک فرایند است نه یک واقعه ...

من آن دیوانه ای هستم که هنگام خواندن پزشکی قانونی هم گریه می کنم ...!

فرایند ..یعنی چیزی که جریان دارد ..ادم های زیادی را از دست می دهم ..در یک فرایند ناعادلانه ..

و رفتن ادم ها یک واقعه نیست فرایندی است ،مثل مرگ ...

این روزها تنها صدایی که گوش می دهم صدای پاشایی است .خدا بیامرزدش ...جاده یک طرفه ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 16:41  توسط آبان