.....نگاهم کن.....می خواهم صدایت را بشنوم......
امروز عصر قابلیت این را داشتم که یک قاتل بشوم ..

 

حتی تصمیم گرفتم لیست مقتولین احتمالی را در عالم واقع محقق کنم .

.اما می دانید ..هوا انقدر محشر بود ..انقدر حالم خوب بود ...که تصمیم گرفتم بی خیال شوم ..

دکتر جیم را که یادتان  است ...می خواستم بکشمش ...نیامده بود ..باز هم ..با اینکه خودم بهش زنگ زده بودم و گفته بود می اید ..با اینکه دیشب به دوستش گفته بود 100 % می اید ...دارم فکر می کنم به اینکه چرا من پست دکتر جیم را نوشتم ...! چرا این همه تعریف کردم از ادم بدقولی که نامش نابغه است !

در این ترم جز یک جلسه سرکلاس نیامده  ...2 ساعت بیکار بودم که کلاس مثلا تشکیل بشود ..

تو دانشگاه اصفهان اخرین کلاس ساعت 4- 6 است

 اما به خاطر دکتر جیم قرار بود کلاس ساعت 5:30تا 7 شب باشد ...اما نیامد ....

و من انسان صبوری میشوم ..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۳ساعت 17:18  توسط آبان 

تصویر یک روز برفی .قبر پروفسور پپ

قبر پروفسر پپ کنار پل خواجو ..یک روز از زمستان امسال

 زاینده رود خشک است خیلی وقت است ...خیلی وقت است کشاورزها دستشان خالی است ...

حرف من این نیست که او جاسوس است یا نه !

حرف من این است که کنار پل خواجو ..کنار زاینده رودی که مرده است ...قبرستان نسازید ...

من هرروز از کنار زاینده رود ، رد می شوم ..

قرار نیست اینجا پر از قبر شود ...تقدیر از خوبی ادم ها به دفن ان ها نیست ...

قضاوت نمی کنم ....این تنها نظر شخصی ام هست ..ممکن است اشتباه باشد ...شایدم هم درست ...

برای اطلاعات بیشتر قسمت های رنگی را بخوانید 

...........................................

مسیر یارانه ها به کجا ختم می شود ؟

به تقسیم مردم به نیازمند و غنی ...به خط کشی بین ادم ها ..

پشت این نقطه ها یک عالمه حرف بود که نوشته نشد  ..

اصلا دلم خواست توی این پست گیر بدهم  ..حتی غر بزنم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۳ساعت 17:37  توسط آبان  | 

ادم می تواند خودش تصمصیم بگیرد که غصه چه چیز را بخورد 

مثلا غصه گلی شدن کفش هایش تو سیزده بدر بارانی امسال ...

یا غصه خیس شدن کتاب هایی که زیر باران نابود شد ..

ادم می تواند خودش تصمیم بگیرد که گریه کند برای کشته شدن یک نهنگ تو ی فلان اقیانوس ...

یا گریه کند  برای کودکی که کفش واکس می زند .....

می تواند گریه کند برای درد های خودش ..برای تنهایی های خودش ..

ادم حتی می تواند گریه کند برای مرزبانی که این روز ها شهید شد ....

ادم می تواند ساعت ها به دفاع مشروعی که هنوز اثبات نشده ..به زندگی و مرگ یک دختر فکر کند ..

ادم می تواند ساعت ها به پرونده خیابان گاندی فکر کند ..به ادم هایی که به نام عشق ..

چه چیزی را قربانی کردند ....

ادم حتی می تواند بی خیال تمام درد ها بشود..دور شود ...اما ...

.......................................

در پایان این پست تشکر می کنیم از رئیس جمهوری که سال نو را تبریک گفت ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۳ساعت 17:40  توسط آبان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین ۱۳۹۳ساعت 17:41  توسط آبان