.....نگاهم کن.....می خواهم صدایت را بشنوم......
|
گفت :
دوست داشتن کار سختی نیست ..دوست نداشتن ادم ها سخت است .. ..درست زمانی که مدت ها است خودت را زده ای به ان راه ،زمانی که فکر می کنی همه چیز را از یاد برده ای ...پیدایش می شود،پشت ترافیک .. ..صدای یک خواننده ..یک صندلی .یک دست لباس،پشت ویترین ..یک اگهی تبلیغاتی..بوی یک عطر ....یک زنگ تلفن ..هرچیز کوچکی می تواند جهان امنی را که برای خودت ساخته ای ،ویران کند ...فکر کرده بودی می توانی همه چیز را فراموش کنی ..اما نمی شود ...
گفت :یک چیزهایی در ادمی شروع می شودو دیگر هیچ وقت تمام نمی شود، نمی شود درباره اش حرف زد،نمیشود ، سکوت کرده بودم گوش دادم ..ادم گاهی نمی داند چه بگوید که ادمی را ارام کند ..
...................................
وقتی کسی به جای عکس پروفایلش در شبکه های اجتماعی عکس گل می گذارد ادم درک می کند .وقتی عکس کودک می گذارند ادم درک می کند ..وقتی عکس نمی گذارند هم ادم می تواند درک کند که نمی خواهند عکس خودشان پیش دیگران باشد اما یک چیزی را نمی فهمم اینکه دخترها عکس شوهرشان را می گذارند ..خوب یعنی چی ؟ عکس شوهر شما دقیقا تو گوشی من چه اهمیتی دارد ..برای چی در لیست اکانت های من باید عکس شوهر شما باشد ...!حداقل عکس دونفره بگذارید نه فقط عکس شوهرتان را ..
.........................................................
بیشتر از هر زمانی شعر می خوانم ... انگار حرف هایم را می زنند ..حرف هایی که نمی شود گفت... ..
نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی .....گذری کن که خیالی شدم از تنهایی....فخر الدین عراقی
.....................................
در حاشیه لبخند تو ..
باید تشکر کرد از مهران مدیری ..به خاطر تمام خنده هایی که برلب می اورد ..
من و تو در یک چیز ،به گمانم ..مشترکیم ...در خنده هایی که کردیم ..دور از هم ...
سال نو مبارک .......
بارها گفتهام این شهر بهار ندارد
باغ ندارد
بهارنارنج ندارد
و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید
که دهانش پیش هر غریبهای باز نشود ؟....شاعر لیلا کرد بچه ...
دو سومِ بدن ما
آب است
یک سومِ آن؛
خشکی
ما جزیره آفریده شدیم
دور از هم ..
- صابر کاکایی
روز ها را شمرده بوده ام و خیره شده بودم ...من یک اتفاق عادی را می خواستم .عادی...
اما همان اتفاق عادی نیافتاده بود ....خیره می شوم به دستانت ...